این آرزوست برام

کپشنم نباشه توو دلم قبرمو کند باز دوست برام

نه فکر نمی کردم رز بکارمو به جاش ی روز کاکتوس دراد

اومد رفت دو تا فعل

انگار این دل کاروون سراست

مرسی از توجهات

الکی بود تعصبات

اطرافیانم خبرنگار

همش سئوال

چرا شدی تردو تسلیم

چیکار کردی ا تو ترسید

گیر می دادی یا حد و مرزی

گذاشتی که اصلو ول

کرد فرعو چسبید

گرفتم وسواس از فکر زیاد

این سئوال منم هست

چرا تا وقتی الماس هست

سکه می خواد

افکار رد حرص که می داد

وایمیستادم توو رو همه

خب غرورمه بازیچه که نیست

با کی داری مسابقه میدی

ته این راه جایزه که نیست



امتیاز بدهید :

| امتیاز : NAN
موضوع : | بازدید : 75
برچسب ها :

تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 | 13:46 | نویسنده : میکائیل نیک اندیش |