اونی که رو نمیداد بهت حالا اسم تو مینویسه رو دیوار

یه حس یه نفس یه گردگیری خونه میخواد

برس که تنهایی میکنه توو خونه بیداد برس

اونی که رو نمیداد بهت حالا اسم تو مینویسه رو دیوار

یه حس یه نفس یه گردگیری خونه میخواد

برس که تنهایی میکنه توو خونه بیداد برس

پرم از غر گله تنهایی سوختم

بدنم گر گرفت

پر از غم برس توو تاریکی موندن دلمم مرد چه حیف

من ازت دورم

تو برس من یه کمی قد و مغرورم برس

اگه بد بودم اگه فاصلس مجبورم برس

اونی که رو نمیداد بهت حالا اسم تو مینویسه رو دیوار

یه حس یه نفس یه گردگیری خونه میخواد

برس که تنهایی میکنه توو خونه بیداد برس

من از این عالم خستم تو برس

چشم رو هر چی آدمه بستم برس

فکر نکن با همه هستم

من تورو میخوام بپا چشات کار نده دستم

من از این گله بریدم نگو همه چیت حله بی من



امتیاز بدهید :

| امتیاز : NAN
موضوع : | بازدید : 64
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 15:55 | نویسنده : میکائیل نیک اندیش |