آن یار که چشمان نجیبی دارد

در هر نگهش حال عجیبی دارد

برده دل تنها و پریشان مرا

جانانه به آتش زده او جان مرا

یک مشت ستاره سر گیسویش هست

مهتاب تماشاگر ابرویش هست

با هر قدمش لرزه به جانم انداخت

صد بار فرو ریخت و مرا از نو ساخت

عجب دلبر شیدایی عجب معشوق زیبایی

چه احساسی چه رویایی ای وای دلم رفت وای دلم رفت

من حالی به حالیشمو دلدار از پیشمو دیوانه تر از خویشمو

ای وای دلم رفت وای دلم رفت

♫♫♫♫♫♫♫♫

تو شهد شراب شب شیراز منی

بی بال و پرم تو بال پرواز منی

یک بار بیا با من شیدا سر کن

یک بار که یک بار مرا باور کن

نگذار که در حسرت رویت باشم

راضی نشو که در آرزویت باشم

لبخند بزن فاصله را جبران کن

یک بوسه از این عشق مرا مهمان کن

عجب دلبر شیدایی عجب معشوق زیبایی

چه احساسی چه رویایی ای وای دلم رفت وای دلم رفت

من حالی به حالیشمو دلدار از پیشمو دیوانه تر از خویشمو

ای وای دلم فت وای دلم رفت



امتیاز بدهید :

| امتیاز : NAN
موضوع : | بازدید : 98
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 25 دی 1396 | 15:55 | نویسنده : میکائیل نیک اندیش |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.